Home
نظر سنجی
متل ها چگونه باشد؟
 
حاضرین در سایت
حاضرین در سایت : 16 نفر مهمان

باغ كاكا
19 آذر 1387 ساعت 11:14

رفتم به باغ كاكا

چيدم انار كاكا

كاكا زسر رسيده

چاقو كمر كشيده

سر مرا بريده

خونم چكيد به باغچه

نظرات (2) | برگزيدن اين صفحه (20) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 899

ادامه مطلب...
 
شاه طهماسب و شاه عباس
16 آذر 1387 ساعت 04:52
شاه طهماسب چـند تا زن داشت که يکي از آنها را خيلي خيلي دوست داشت. از قضاي روزگار رمال دربار عاشق همين زن شده بود. اما به هر دري که زد و هر کاري که کرد زن زير بار او نرفت که نرفت. رمال هم کينه او را به دل گرفت.

نظرات (9) | برگزيدن اين صفحه (13) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 229

ادامه مطلب...
 
شاه عباس و بلبل سخنگو
16 آذر 1387 ساعت 04:50
يک شب شاه عباس لباس درويشي پوشيد و رفت توي شهر تا گشتي بزند و سر و گوشي آب بدهد ببيند مردم در چه حال و روزي هستند. از کنار پنجره اي رد مي شد که شنيد سه تا دختر دارند با هم حرف مي زنند؛ يکي ميگفت اگر من با شاه عباس عروسي کنم يک غذايي برايش درست مي کنم که اگر همه لشگر و خدمش بخورند تمام نشود؛ دومي گفت اگر من زن شاه عباس بشوم يک قالي برايش مي بافم که جز خودش کسي روي آن نشيند؛ و سومي گفت اگر من زن شاه عباس بشوم يک پسر و يک دختر برايش مي زايم که موي دختر از طلا و موي پسر از نقره باشد. شاه عباس اينها را که شنيد برگشت به قصر و دستور داد هر سه تا دختر را آوردند و با هر سه عروسي کرد به شرط اينکه به حرفهايشان عمل کنند.

نظرات (4) | برگزيدن اين صفحه (13) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 146

ادامه مطلب...
 
شاه عباس و کريم دريايي
16 آذر 1387 ساعت 04:49
يک روز شاه عباس لباس درويشي پوشيد و رفت توي شهر. گشت تا رسيد به يک خانه اي. ديد سه تا دختر نشسته اند. اولي مي گويد اگر شاه عباس مرا بگيرد جفتي پسر کاکل زري برايش به دنيا مي آورم. دومي گفت اگر مرا بگيرد غذايي برايش درست مي کنم که تمام لشگرش بخورند و تمام نشود. و دختر کوچکتر گفت کاش روزي بيايد که شاه عباس چهل شب زير حکم من باشد.

نظرات (2) | برگزيدن اين صفحه (11) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 142

ادامه مطلب...
 
قصهً ماديان چـل کـُرّه
16 آذر 1387 ساعت 04:47
کي بود يکي نبود. در عهد قديم پادشاهي بود که سه دختر و سه پسر داشت. وقت مرگ به پسرها وصيت کرد که هر کس با هر شکلي آمد خواستگاري خواهرهايتان، هر چه بود و هر که بود به او بدهيدش تا ببرد.

ارسال نظر | برگزيدن اين صفحه (18) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 92

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 6 - 10 از 13